خرید بک لینک

اللّهمَّ صَلِّ علی فاطمهَ و اَبیها و بَعلِها و بَنیها و سِرِّ المُستَودع فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بهِ عِلمُک


عیدتون و روزتون و روز مادراتون مبارک

و بهارتون هم پیشاپیش

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 7:13

آقا من یه سوال دارم، جدی!

شما مهمون میاد واستون، چند دفعه چایی میارین؟!!

معضله واسم ها!!

جدی

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 6:56

از زودفود به من زنگ زدن که خانوم فلانی؟؟ یه چند وقتیه بیخبریم ازتون!! کجایین؟!

گفتم تهران نیستم!

میفرماین عه!! دانشجویین شما پس!!

خبـــ حالا یه سری توضیحات بدم بهتون!

کلی از این و اون اپشن حرف زد

بعدم یه کد تخفیف داد گفت اینو دفعه بعد اومدین تهران استفاده کنین

روش نشد بگه حالشو ببرین

هیچی دیگه

زودفود شعورش بیشتر از ادماس

نکته اموزشی مطلب این بود

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 3:26

انقد کلافه م که حتی دلم نمیخواد به زبون بیارمش

یا بنویسمش

یا هرچی


برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 23:12

ای کسانیکه مقاله isi مینویسین

ژورنال کدوم کشورو انتخاب میکنین؟!!!

انقدررر بهانه اوردن و ریجکت کردن که میخوام برم یه دراپیت داخلی پیدا کنم

کمک واقعا

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 5:53

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> دریافتپ.ن:حس دم عیدتون چطوره؟ سلام برسونین بهش

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 15:13

ازین اتاق پروهایی بود که میشه توش فرش بندازی بری پیک نیک بیست سی نفره در طول یک هفته به درجه ای از کمال رسیده بودم که مانتو رو خودم از رگال درمیاوردم و طبق تابلوهای راهنما به سمت پرو رهسپار میشدم. داشتم پرو رنگ طوسی رو به مشکی شیفت میدادم که دیدم داره از آینه ی واقع در ضلع شمال شرقیم یه چیزایی زیر لب میگه گفتم ببخشید با منین؟!! گفت آره عزیزم! میگم چقد بهت میاد و سپس با برشمردن برخی از ویژگی های ظاهریم سعی کرد قانعم کنه که همینی پوشیدم خیلی بهم میاد اون وسطا یه سری حرفاشم نمیشنیدم، یه بله میگفتم پشت بندش یه لبخند میزدم بعد به دکمه ی مانتوم ور میرفتم که یعنی اگرم جواب سوال بله نبوده یا اصلا سوالی نبوده، بازخوردی نبینم! خاله وایستاده بود اون ته تالارِ پرو، که برگشت سمت خاله و مجددا لب به تعریف گشود و وقتی خاله حرفاشو تایید کرد و در پاورقی افزود که چون خواهرزادمه باهاتون تعارف نمیکنم، اگه دختر خودم بود میگفتم نه بابا و اینا! شَستم خبردار شد و سعی کردم بگم دختر خالمم تو راهرو نشسته ها، اونم خیـــــلی کوله! چشاش اِله قدش بِله، ولی توفیری نداشت و ترجیح دادم مانتو رو وردارم بیام بیرون و شاهد

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 15:13

بله ما اومدیم شدیم جزو عوامل اجرایی یه کنفرانسی تو دانشگاه سابقمون، بعد هِدِ یه عده بودیم کنفرانس تموم شد یهو شبش یه پیام از یکی از اعضای زیرمجموعمون اومد با یه مفهومی تو این مایه ها که دستت درد نکنه راحتم کردی و مرسی که خودت کاتش کردی و بعد اون اولشم یه متنی شعری چیزی (یادم نمونده بخدا!) نوشته بود که معنیش یه چیزی تو فازای مهر و محبت و رود و دریا و نمیدونم چی چی بود، بعد ته پیامشم نوشته بود واست متاسفم که این شرایط خوبو از دست دادی بعدم بلاکم کرده بود! ینی من پیامو وقتی دیدم که همه اینا نوشته شده بود بلاکم شده بودم بعد اینقد نفهمیده بودم کی کِی چطو چی که با خودم گفتم دیوانه س این بابا؟!! بعد کلنم نفهمیدم اصن چرا؟!! یعنی کلا چطور؟!! من کی اَم؟!! این کیه؟!! کلا نَ مَ نَ؟!!! بریده بود دوخته بود خلاصه بنده خدا بعد دیروز گفتن پاشو بیا دانشگاه میخوان تقدیر کنن، حال نداشتم نرفتم امروز عکساشونو دیدم ایشونم بود! بعد طرف اصن رشته ش یه چی دیگه بودا!!!!! شما فرض کنین یه بابایی از دانشگاه امام صادق بیاد بره صنعتی شریف کنفرانس! یه همچین چیزی بله خلاصه ینی میگم همه تو مغز شما ننشستن که!

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 15:13

دوست محترمی که برداشتین عکس پروفایل منو کپی کردین

لینکشو حداقل

آیا میشه بپرسم چرا؟!

و اینکه کاربردش چیه؟!

و حتی درباره سودش هم سوال کنم اگه میشه؟!

...

پ.ن: در واقع خیلی تمایلی ندارم به این کارا، به حریم هم احترام بذاریم خیلی خوب میشه

عکس گلدون و مگس و سیب و قورباغه بذارم خوبه؟!

نکنید دیگه خب

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 20:33

سوالی که مطرحه، اینه که چرا یه بابایی با ماشین jac باید تو snapp مسافرکشی کنه!!!!

بعد تهش ۵ تومنم بیشتر بگیره البته:/

.

پ.ن: فکر کنم اگه جای ما، سه تا مرد مسافرش بودن جای ۵ تومن پول اضافه، سر سه تارو میبرید میذاش رو سینه شون بعدم تو همون بزرگراهی که ماشین حمل پول بانک پاسارگادو زدن، مینداختشون پایین

برچسب: نویسنده: زهرا دادخواه تاريخ: يکشنبه 8 اسفند 1395 ساعت: 18:08

صفحه بندی